سابق بر این یک چیزهایی بودم.یک چیزهایی که امروز دیگر نیستم. بعضی از این چیزهایی را که دیگر نیستم ،آگاهانه انتخاب کردم و بعضی از این تغییرات هم در اثر جبر زمانه شکل گرفته.
راستش از آن چیزهایی که دیگر نیستم خیلی راضی ام. از اینکه از بعضی چیزها آزاد شده ام ، که چیزهای دست و پاگیر و آزار دهنده ای بوده اند خوشحالم و هر چند هنوز چیزهای زیادی هست که فکر می کنم به دست آوردنشان یا کنار گذاشتنشان می تواند قوی ترم کند،پیش خودم می دانم که برای همین اندازه اش هم بالاخره زحمت کشیده ام.
با این حال گاهی پیش آمده درست در مواقعی که مطمئن بوده ام از آزاد شدن از بخش های دست و پاگیرم، ناگهان غافلگیر شده ام و از نقاط خاصی دوباره گیر افتاده ام.
انگار اینکه آدم مدام هوشیار باشد و بیخود و بی جهت مطمئن نباشد از خودش، یک کار تمام وقت است.یک کار تمام وقت که دستمزدش می تواند رضایت درونی و عزت نفس و آرامش باشد...
