تبليغاتX
فقط می نویسم - شل سیلور استاین و رویاهای یک دختر دم بخت!

فقط می نویسم

 

 

آه..." شل سیلوراستاین "عزیزم !

دلم می خواد به این شکل از روح بزرگ و شریفت که دیشب به خواب من اومد تشکر کنم. بذار حتی بیشتر تشکر کنم از این که روح بی همتای دوست داشتنی ت از من خواستگاری کرد! اون هم در جمع بسیاری ازهنرمندان و نویسندگان این مرز و بوم که اجازه ندارم هویتشون رو فاش کنم . 

اومدی جلو و گفتی : هی! تو چرا توی وبلاگت هیچی از من نمی نویسی؟ خوب می دونم که عاشقمی و حالا دیگه وقت اونه که ازت خواستگاری کنم! با من ازدواج می کنی؟

یادمه تنها جوابی که تونستم بدم مزخرفی در این حدود بود : من زبون شما رو می فهمم ؟

یهو همه دست زدن وعروسی شد. بزن و برقص وعاقد اومد وتو هم اون وسط با گیتارت آهنگ" بادا بادا مبارک بادا" رو می زدی، گمونم.

گفتم : آقای استاین... گفتی :" شل" صدام کن!

گفتم :" شل" باورم نمی شه از من خوشت اومده، باورم نمی شه دارم زنت می شم . ما... یعنی همه دنیا فکر می کردن تو دیگه زنده نیستی، ولی ظاهرا اینم یه شوخی دیگه ت بوده ، بازم همه رو  سر کار گذاشتی .تو غیر قابل پیش بینی هستی و من واقعا عاشقتم!!

متاسفانه قبل از این که سوار پژو206 نوک مدادیمون(تنها ماشینی که "شل" واقعا دوست داره) بشیم ودرمیان همهمه و شادی دوستان هنرمندمون از جلوی هتل استقلال به طرف خونه بختمون(واقع در خیابان زعفرانیه) مشایعت بشیم، روح بزرگت که در چارچوب زندگی زناشویی(حتی در خواب) نمی گنجید فهمید داره چه غلطی می کنه و محل رو (خواب من) ترک کرد...

آآآآآآآآآه ...کاش دست کم به اندازه یک ماه عسل کوتاه در کیش در کنار دریای آبی و گرمش و پاساژهای خنکش طاقت می اوردی.

به هر حال من صبح از خواب بیدار شدم در حالی که حلاوت ازدواج بی سرانجامم با تو هم چنان کامم رو شیرین کرده بود و تموم روز به یادت بودم نیمه شوهر نیمه دیوانه نیمه خیالی من!

 

( "شل" ،عزیز دلم  لطفا اگه امکانش برات هست واسم کامنت بذار.)

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 22:28  توسط ترگل بهرامی  |