لطفاً نگویید سخت نگیرید!
به این تصویر روی جلد نگاه کنید. روی دکه ی روزنامه فروشی هاست، با افتخار(!) و در معرض دید عموم و دختر بچه ای را با آرایش و لباسی نشان می دهد که با یک نگاه می توان گفت که برای قشنگی به این صورت درش نیاورده اند.لطفاً نگویید که این طور نیست.
برای چندمین بار به تصویر نگاه می کنم و احساس می کنم به زنانگی ام، به حرمت و انسانیتم توهین شده است. از عوامل سبب ساز معیارهای تحمیلی ای که از زن تصویر یک عروسک خوشگل و مامانی را ارائه می دهد، این چیزهای یه ظاهر ساده و کم اهمیت را نباید نادیده گرفت.لطفاً نگویید سخت نگیرید، این به آن چه ربطی دارد؟! توقع مردان جامعه از زن تصویری خواهد بود که خود جامعه آن را به تدریج و از راه های گوناگون القا خواهد کرد.
تعارف که نداریم . وقتی دختر بچه ای را این جور بزک می کنند و با یک ژست کاملاً حساب شده ی غیر کودکانه روی جلد یک مجله ی پرفروش قرار می دهند زمینه های چیزهایی فراهم می شود که عرف و تعلیمات جامعه در جهت مخالف آن کار می کنند. چیزی را اشاعه می دهند که قبیح،شنیع و غیر انسانی ست.مگر تجاوز شاخ و دم دارد؟! وجود منع ها و خط قرمزها دلیل موجهی ست برای این که دختربچه ای را به شکل یک زن عرضه کنیم و به این شکل منافعی به جیب زنیم؟
مقامات مسئول در وزارت ارشاد یا فعالان حقوق کودک و زن نسبت به چنین انحرافاتی چه موضعی خواهند داشت؟ لطفاً نگویید این انحراف نیست،سخت می گیرید، مردم باید شاد شوند، چیز قشنگ ببینند، روحشان تازه شود! تصاویر این چنین نمایشی ست از فساد در اعماق تفکر یک گروه از جامعه و جولان دادن بی اخلاقی و بی احترامی در زیر پوسته ای خوش و آب و رنگ و بزک کرده.
در آخر نباید نادیده گرفت والدینی را که کودکشان را احتمالاً با اشتیاق روی این صندلی ها می نشانند، روبه روی دوربین هایی که با سودجویی در تلاش برای ثبت تصویری غیر انسانی از یک موجود بی گناه و پاک هستند، که این ها خود از بزرگترین عوامل پیش برنده ی چنین وقایعی هستند.
ما که نوشتیم. هادی این بحث را شروع کرد، فرهاد جعفری هم مطلبی نوشت. من هم گفتم. اگر شما هم حرفی دارید، مطلع هستید، راه حلی قانونی می دانید برای به ثمر نشستن این اعتراض ساکت نمانید،گاهی سکوت ما عواقب جبران ناپذیری را در طولانی مدت به بار می آورد.همین.